الشيخ السبحاني
100
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
قلبى لبريز از ايمان و اعتماد به خدا ، وارد بتخانه شد ، چوبهاى تراشيده و مجسمههاى بىروحى را دورادور معبد ديد . غذاهاى زيادى كه بتپرستان به عنوان تبرك در معابد خود مىگذاشتند ، توجّه ابراهيم را جلب كرد ، سراغ غذاها رفت ، تكه نانى در دست گرفت و به عنوان تمسخر با اشاره به آنها گفت : چرا از اين غذاهاى رنگارنگ نمىخوريد ؟ ناگفته پيداست معبودهاى مصنوعى مشركان ، قدرت كوچكترين جنبشى را نداشتند ، كجا رسد كه بخورند . سكوت مرگبارى فضاى بزرگ بتكده را فرا گرفته بود ، ولى ضربات شكنندهء ابراهيم كه بر دست و پاى و پيكر بتها وارد مىآمد ، اين سكوت را درهم شكست . تمام بتها را قطعهقطعه كرد و تلّ بزرگى از چوب و فلز شكسته و خرد شده در وسط معبد پديد آمد و فقط بت بزرگ را سالم نگاه داشت و « تبر » را بر دوش آن نهاد . هدف اين بود كه در ظاهر بنماياند كه شكنندهء اين بتها ، همان بت بزرگ است ؛ وى از اين ظاهرسازى هدفى داشت . ابراهيم مىدانست مشركان پس از بازگشت از صحرا ، سراغ علت حادثه خواهند رفت و ظاهر قضيه را يك كار مصنوعى و بىحقيقت تلقى خواهند كرد ، زيرا باور نخواهند كرد كه اين ضربهها ، كار بت بزرگ است كه اساسا قدرت بر حركت و فعاليّت ندارد ، در اين صورت ابراهيم مىتواند از نظر تبليغاتى استفاده كند كه اين بت بزرگ به اعتراف شما كوچكترين قدرت را ندارد پس چگونه او را مىپرستيد ؟ خورشيد به سوى افق كشيده شد و نور و روشنى خود را ، از دشت و صحرا برچيد . مردم ، دسته دسته به جانب شهر روانه گرديدند ، موقع مراسم عبادت بتان فرا رسيد ؛ گروهى وارد معبد شدند ، منظرهء غير مترقب كه حاكى از ذلت و زبونى خدايان بود ، توجّه پير و برنا را جلب كرد . سكوت مرگبارى توأم با بىصبرى ، در محيط معبد حكم فرما بود . يك نفر مهر خاموشى را شكست و گفت : چه كسى مرتكب اين عمل شده است ؟ سوابق بدگويى ابراهيم به بتها و صراحت لهجهء او در برابر ستايش بتان ، آنان را مطمئن ساخت كه وى دست به اين كار زده است . جلسهء محاكمه به سرپرستى « نمرود » تشكيل گرديد ، ابراهيم جوان با مادر خود ، در يك